تبليغاتX
من هم که صحرایی شدم

به مهربان همسرم؛

 

"گل و شکوفه و گلدان لاله عباسی

چقدر مسخره است شعر احساسی"

 

.. هي ...

 

– مي‌دوني پيرزن‌ها چرا اين‌همه آااه مي‌كشن!؟

 

 

دلم گرفته حضرت آقا ...

 

 

ديشب پشت پنجره‌ئ خيس بارون اين‌همه منتظر خودم نشستم كه پيدام نشد آخر!

آخرين «قرار خيس» ... كه خودم زير بارون پرسه مي‌زد پي ِ تو .. و من ...!

كه عابرهاي خيابون همه جفت بودند و .. بدون ‌سوم شخص ِ چتر، بالاي سر!

 

 

همچنان ايده‌هاي تكراري! از من و نقـش مرد ِ قصه – شما! –

قصه اين است: "دوستت دارم!"  درغزل، طرح، داستان، غيره

 

اينكه حتي هنوز هم گاهي،  خوابمان عطر ياس مي‌گيرد

اينكه از دور هم براي هم،  مي‌زند قلب‌هايمان ... غيره

 

مي‌نويسيم و برنمي‌داريم  دست از دامـن ِ پرنـده شدن:

برگه‌هاي مچاله، پر شده از  فكر پرواز، آسمان، غيره

 

من هنوز عاشقم كه بي‌چتر از  زير باران شهر رد بشوم

فقط اما اگر خودت بشوي   فكرِ مشغولم آن زمان، غيره

 

صبر كن خوب من! تو .. مي‌دانم،   قـلبت از عاشقانه مي‌گيرد ..!

– شـيشه‌ها يا مشـجّرند يا سنگي!   تازگي‌ها در اصفهان، غيره *

 

نقش، بازي نكردن افسانه است؛  همه بازيگرند! ما خودمان:

من: زني سرسپرده‌ام .. وَ شما:  مرد مغرور، مهربان، غيره!

 

مي‌توانستم عاشقت ... نشدم!   عشق، هفت آسمان «پريدن» بود

از زمين، شعرهاي بي‌ارزش، ..   تا غزل‌هاي جاودان، .. غيره

 

نيمه‌ئ راه عاشقي، آن روز،  در همـان سالِ ِ هجري قمري

هجرت ازماه ِ چشمتان كردم

                               ..  برگ‌ريزان آن خزان ،

                                                              .. غيره

 

در نگاهم هنوز هم كه هنوز   _ شايد از كج‌خيالي‌ام باشد _

بهت مشكوكِ تازه‌اي دارد   چرخش گيج كهكشان، غيره!

 

بي تو تلخ است؛ تلخ مي‌گذرد .. مثل اين زهرمار، از حلقـم

تيك تاكِ هميشه‌ئ ساعت ..    زندگي بي زمان، مكان، غيره

 

ديگر افسانه‌هـاي رؤيـايي    خلـوتم را نمي‌كند سرشــار

دوست دارم خودم «پري» بشوم!   در نگاه تو، ديگران، غيره!

 

صبر كن خوب من! تو مي‌داني  همه بازيگرند! من هم نيز!

فعلن اين قصه‌ئ مرا بپذيـر!..   تا عمل، وقت امتحان، غيره

 

قصه اينست: "دوستت دارم"      قصه اينست: "دوستت دارم"

قصه اينست:

                "دوستت دارم"     

                                    در غزل، طرح، داستان، غيره ...

 

□□□

 

يك بغل واژه‌هاي پر احساس   به تو تقديم مي‌شود ... با عشق

سال‌ها رفت .. ما نياورديـم       نامتان را كه بر زبان! ...

 

 

يا عشق

 

* نيمي از پنجره‌هاي رو به آسمان را هم  اضافه ديوار مي‌گيرند در خانه‌هاي تازه‌ ساز اصفهان!

 

¤  دل‌آهه ©  چهارشنبه 6 اردیبهشت1385ساعت 9:10  |